تبليغاتX
برای تو که در تسخیر جن هستی

برای تو که در تسخیر جن هستی

مطالب مهم درباره جن ها

ا

 

آیا جن ها در ماه محرم عزاداری

می کنند

 

 

 آمدن زعفر جنی به کربلا

زعفر جنی بساط نشاط و شادی گسترانیده و مجلس عیش و عروسی برای خود فراهم اورده بود . سلاطین جن و پری را دعوت کرد ناگهان از زیر تخت خود صدای گریه بلند دو نفر جن را شنید که بسیار حزین و سوزناک گریه می کردند . زعفر گفت : چه وقت گریه است در هنگام خوشحالی من شما گریه میکنید ؟

گفتند : ای امیر چون تا ما را مامور کردی که جهت امری به شهری برویم عبور ما به قاضریه ونینوا افتاد دیدیم که در ان صحرا لشگر بزرگی آماده قتال و جنگ هستند و حسین بن علی (ع) یعنی پسر همان بزرگواری که ما بدست او مسلمان شدیم یکه و تنها ایستاده و تمام یاران و اعوان و انصارش کشته شده اند و خود ان حضرت به نیزه بی کسی تکیه و تنها ایستاده و دم به دم به راست و چپ نگاه میکند و گاهی میفرماید ( هل من ناصر ینصرنی ) ایا کسی هست که به من کمک کند و شنیدم اهل و عیال او صدای العطش به اسمان بلند کرده بودند . فورا خود را نزد تو رساندیم تا تو را از ماجرا اگاه کنیم . اگر ادعای مسلمانی می کنی قد مردانگی علم کن که الان پسر پیامبر را نامسلمانان می کشند.

زعفر تا این سخن شنید تاج شاهی بر زمین زد ولباس دامادی را از تنش در اورد و لباس جنگ پوشید طوایف جن را با حربه های اتشی برداشت و به کربلا اورد

زعفر نقل کرده : وقتی که وارد زمین کربلا شدم لشگر چهار فرسخ تا چهار فرسخ را گرفته بود از زمین تا اسمان صف هائی از اجنه و ملائکه و کروبین . جبرئیل . میکائیل . اسرافیل هر یکی با چند هزار ملائکه ارواح یکصد و بیست چهار هزار پیامبر لکن حضرت مقابل لشگر ایستاده و به هیچ کس اعتنا نمی کرد

نا گاه دیدم اقا سر غریبی از نیزه بی کسی بلند کرد و اشاره فرمود : زعفر بیا دیدم همه ملائکه متوجه من شدند به حضورش رفتم و رکاب بوسیدم . فرمود : کجا بودی زعفر ؟ عرض کردم : قربانت شوم مجلس عیش داشتم به من خبر رسید و بی درنگ با سی و شش هزار جن به یاری شما امدم . حضرت فرمود : زعفر زحمت کشیدی شما جن و پری از ادمیزاد با وفاتر هستید . خدا و پیامبر از تو راضی باشد هر چه اصرار کردم اجازه جهاد نداد و فرمود : شما انها را می بینید انها شما را نمی بینند این از مروت به دور است . عرض کردم : ما هم به صورت انسان ظاهر می شویم اگر کشته شدیم شهید میشویم . فرمود زعفر من از زندگی دنیا دل زده هستم.

 

برای این مطلب سوالات و جواب هائی در نظر گرفته شده که به ابهامات تا حدود زیادی پاسخ داده میشود

 

بزودی با سوالات وجواب های

مستند

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 18:30 توسط یحیی |


JavaScript Codes JavaScript Codes